| صد و هفتاد و سه |
چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۲ ، ساعت 0:26صورتشو انقدر آورد جلو که
گرمای نفساش میخورد به صورت و گردنم
ته دلم ریخت
حس روزای اول برام تداعی شد
خیلی خوب بود
:)
درنا
Life around me...
صورتشو انقدر آورد جلو که
گرمای نفساش میخورد به صورت و گردنم
ته دلم ریخت
حس روزای اول برام تداعی شد
خیلی خوب بود
:)