پایان سومین ماه کاری
یکشنبه سی ام آذر ۱۴۰۴ ، ساعت 14:35دی ماه شروع شد و فصل امتحانات
موقع امتحانات فقط روزای مشخصی باید بریم سرکار
مثلا برای من فقط دوشنبه و سهشنبه هر هفته است
فکر میکنم فقط همین تعطیلات زیاده که کار معلمی رو قابل تحمل میکنه
در کل اگه مدیر خوب، دانش آموزان خوب، والدین خوب گیرت بیاد (که هر هزار سال یکبار همه این موارد جور میشه) بهترین کار دنیا معلمیه
مثلا من دو هفته گذشته سر همون یه روزی که مدرسه مدیر دیوانه میرم مدام اعصابم بهم ریخته بود
جوری شده که روزایی که تعطیلم یه جوری زندگی میکنم انگار روز آخر زندگیمه😂
تازه دارم قدر روزایی که بی دغدغه خونه بودم و دغدغه سر و کله زدن با این و اون نداشتم میفهمم
قدر روزایی که تا ساعت یازده کنار جوجه کوچولوهام میخوابیدم
بعد تازه لخان لخان بیدار میشدم چایی درست میکردم تخم مرغ عسلی، صبحونه بچه ها
بعد با بچه جلوی تلویزیون صبحونه میخوردیم (ساعت ۱۲😂)
بعد برای بچه ها برنامه کودک میزاشتم و لخان لخان کارای خونه رو میکردم تا میثم بیاد
اما دیگه دیرههه دیگه دیرهههه
پریشب به میثم میگم اگه یه روز من بخوام استعفا بدم ازم حمایت میکنی؟
فکر میکنید چی جواب داد؟
گفت معلومه که نه! تو راه سختی تا اینجا اومدی حالا که رسیدی اگه خودتم بخوای جا بزنی من نمیزارم!
حالا این فقط میثمه مطمئنم مامان و بابامم عمرا با استعفای من موافقت نمیکنن و من ترجیح میدم اگه یه روز مطمئن هم شدم این کار دوست ندارم باز ادامش بدم تا از شر سرکوفت هاشون در امون بمونم
بله دوستان خانواده ساپورتیو برای ما حمایت تا موفقیته نه حمایت تا خوشحالی 🥴
اینه که انشاءالله فقط بیست و دو سال دیگه قراره در خدمت اسلام و مسلمین باشیم چیزیش نمونده😁😁😁😁
امیدوارم روزی بیاد که به این افکار بخندم 😁
پس ثبت میشود تا بماند به یادگار از پایان سومین ماه کاری