| چهل و شش |

جمعه چهارم فروردین ۱۴۰۲ ، ساعت 14:54

هنوز باور نکردم دوباره باردارم

با اینکه آزمایش خون هم مهر تایید زد به جواب بی بی چک ها

ناراحت اصلا نیستم ولی زمان تا آسمون حال و روزم فرق داره با بارداری اولم

دیگه استرس ندارم و فکر نمی کنم آخ خدا چقدر شرایط من خاصه و حساس اصلا نیستم. با اینکه باید باشم چون بدنم شرایطش خیلی خاص تر از اولین بارداریه چون هم شیرمیدم هم باردارم.

یه اپلیکیشنی هست خانم های باردار و بچه دار توش عضون و سوالاشون میپرسن سوالاشون خیلی مسخره به نظرم میاد دلم میخواد بزنم پس کلشون بگم اینم پرسیدن داره آخه؟

تفاوت دیگه هم ابنه که اصلا روزشماری نمیکنم ببینم چقدر دیگه مونده؟ اتفاقا دوست دارم دیرتر بیاد تا درنیکا بزرگتر شه کاملتر شیر بخوره راه بیوفته و خلاصه یکم از آب و گل دربیاد

خدا کمکم کنه برای این نینی هر کاری برای درنیکا کردم بکنم. الان که تا توی ماه رمضونیم روزی یه جز قرآن میخونم یه دور ختم کرده باشم قرآن. سر درنیکا هم یه دور تو ماه رمضون خوندم قرآن بقیشم سوره هایی مثل محمد و واقعه و انشقاق و انبیا و یوسف زیاد خوندم.

دلم نمیخواد از حق هیچ کدوم بزنم برای اپن یکی. مادر شدن و رعایت مساوات واقعا سخته‌.

فقط یه شب دیگه مونده تا نماز شب بخونم به نیت شهدا براساس فامیلی تا یه دور کامل بشن

کتابم هنوز نصفه است

سوره نازعات فقط نصفه صفحه مونده تا حفظ کنم اما نمیشینم حفظ کنم حفظ این سوره هم تموم شه🤦🏻‍♀️

پادکست مورد علاقم پلی نمیشه نمیدونم چرا مشکلش چیه و از وقتی اپن پلی نمیشه حوصله پادکست‌های دیگه هم ندارم

تا الان ۸۰۰ ت عیدی جمع کردیم منو درنیکا البته هنوز جایی عید دیدنی نرفتیم به اون صورت . آخر عید عیدی های خودم و بچم جمع میکنم براش وان یکاد میخرم.

فردا باز باید کار شروع کنم. کانالم خیلی رشد کرده شده ۱ کا اونم بدون تبلیغ. یک مشتری هم اضافه کردم. اوضاع مالیم خوبه خداروشکر هب به میثم میگم بیا بریم از این سرویس طلام یه سرویس نقره شبیه اش بسازیم میگه حیفه هفت میلیون پول نقره بدیم! آخه دیر یا زود مجبوریم بفروشیم اون سرویس طلا رو و خیلیم قشنگه دلم نمیخواد از دستش بدم. عروسی دختر خالم نزدیکه و فکر نداشتن زیورآلات تو این عروسی که همه حسابی به خودشون میرسن ناراحتم میکنه ولی همه هم و غمم میخوام بزارم سریعتر یه خونه تو مرکز استان بخرم.

همین دیگه. این از ما. شما چ خبر؟

درنا